تبلیغات کلیکی سامانه گوگل پلاس و افزايش بازديد
چتروم جرقه ايراني باكس كارت شارژ به قيمت دولتي و نمايندگي ايرانسل و همراه اول
گشتی در دنيای وارونه ! - گروه اینترنتی جرقه ایرانی

گروه اینترنتی جرقه ایرانی
گروه اینترنتی جرقه ایرانی
صفحات وبلاگ
آرشیو وبلاگ
نویسنده: سعید کریمی - یکشنبه ۱ امرداد ۱۳۸٥
از جبر جامعه حرف زدم . از عشق هاي خاكستري ، از مو قشنگ ، از گمشدگي در خود و از ... اما همه اينها به خاطره اينه كه ما در دنياي وارونه زندگي مي كنيم . نگاه اول دختر خيلي راحت و بدون مقدمه به پسر گفت دوست دارم ، عاشقتم . مثل اينكه فراموش كرده بود كه زن مظهر ناز و مرد مظهر نيازه و يا شايد هم اينها جلوه هاي نردن شدنه ! خلاصه پسر خودشو جمع و جور كرد و گفت : ثابت كن ! و براي دختر شرط و شروط گذاشت . اگر تو منو دوست داري ... حافظه اش ياري نمي كرد ماجراي كندن كوه فرهاد رو به خاطر بياره ( گرچه كو شيرين كه براش كوه كند) . شايد همين دوستت دارم گفتن ها بود كه مردها رو گذاشت زير ابرو بردارن ، ماتيك و پنكك بزنن و ... به جاي اون زن ها با چه حرارتي بحث هاي فمنيستي رو با چه حرارتي طرح كنن ؛ فمنيستي كه هر چه بيشتر از خودشون دور كرد و به تعبيري بيشتر خواست زن ها براي مرد شدن بود تا رسيدن به حقوق از دست رفته تاريخي ! شايد توي دنياي وارونه هر چيزي نبايد رنگ و بوي خودشو داشته باشه و كلاغ هم دوست داره براي زيبا بودن ، طوطي باشه و زيبايي بي انتهاي پرهاي سياهشو فراموش مي كنه . نگاه دوم مرد با خوشحالي چك چند ميليوني را گرفت ، بعد از ظهر قرار بود در جلسه دادگاه سرنوشت ساز پرونده فساد مالي را بررسي كنه . 15 ميليون پول چيزي نبود براي اعلام برائت از فساد مالي 500 ميليوني و فقط باهاش يك پژو پارس مي تونست زير پاش بگذاره اما به همين پول هم راضي بود . توي دلش مي گفت مگه ماهي 500 هزار تومان در ماه عدالته كه من اين همه عادل باشم ، عدالتمو نگه مي دارم براي پرونده هايي كه چيزي توشوشن نبود . براش مهم نبود كه اين همه پول بي زبون بيت المال از چه افراد نيازمندي گرفته شده و چه خانواده هايي بدبخت شدن تا اين همه پول نامشروع جمع بشن توي دنياي وارونه نك هم بوي تعفنش بلند شده بود. نگاه سوم نيم ساعتي از حضور دكتر دراتاق انتظار و پشت درب بسته اتاق رئيس اداره مي گذشت . منشي مي گفت : يه جلسه مهم دارن ! و كلي بهانه هاي رنگارنگ ديگه . توي همين حين بوي تند عطري فضا رو عوض كرد و ديگر مرد كه هنوز عرق هاي روي گونه هاي چاقش خشك نشده بود با اون هيكل بد ريختش همراه با احترام رئيس وارد اتاق شد ! دو ساعت از حضور دكتر مي گذشت و ديگر مرد بعد از انجام كارش با لبهاي خندان از اتاق خارج شد . عقربه هاي ساعت هم از حيرت اين دنياي وارونه خشكشون زده بود . دكتري كه چند اختراع مهم ثبت شده داشت براي يك مجوز ساده چند ماه بود درگير همين رفت و آمدهاي بي نتيجه شده بود و ديگر مرد كه به زور هم يك سيكل نداشت و فقط هنرش اين بود توي ماكسيمايي كه رانندش مي روند لم مي داد و مي خوابيد اينطوري احترام مي شد . رئيس اداره با گرمي دست ديگر مرد رو فشرد و گفت امديوارم اين طرح رو هم با موفقيت اجرا كنيد ... رئيس منشي رو خواست : بقيه مراجعين روزهاي ديگه بيان . جالب اين بود همون شب رئيس توي يك برنامه تلويزيوني با چه آب و تابي از حمايت از مغزها صحبت مي كرد و راهكارهاي جلوگيري از فرار مغزها رو مطرح مي كرد ! هر جايي نگاه كنيد، مي بينيد رنگ دنياي وارونه به خودش گرفته و هر كي هر جا دستش رسيده اين رنگ رو پاشيده ، كاش ما لااقل تلاش كنيم از اين رنگ متعفن لذت نبريم !
سعید کریمی
با سلام خوشبختی ما در سه جمله است: تجربه از دیروز استفاده از امروز امید به فردا... ولی ما با سه جمله دیگر زندگی مان را تباه می کنیم. حسرت دیروز اتلاف امروز ترس از فردا از دکتر علی شریعتی *** یافتن آب به عشق است نه به سعی اما پس از سعی ***
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar

تبلیغات کلیکی سامانه گوگل پلاس و افزايش بازديد
چتروم جرقه ايراني باكس كارت شارژ به قيمت دولتي و نمايندگي ايرانسل و همراه اول
كارت شارژ كارت شارژ به قيمت دولتي و نمايندگي ايرانسل و همراه اول