می دونم می خوای بری

منو تنها بذاری می دونم چشات می گن دیگه طاقت نداری می دونم خسته شدی مرغ پر بسته شدی دیگه تو بال و پری واسه پرواز نداری

می دونم دست تو نیست رفتن و پر زدنت آخه اگه با تو بود من بودم همسفرت

می دونی رفتن تو توی تقدیر منه گریه های بی صدا سهم فردای منه

می دونی مال منه همه ی جدایی ها همه ی غم های دنیا همه ی تنهایی ها

می دونی اشکای من مث بارون می بارن آخه تو که نباشی دیگه مانع ندارن

/ 0 نظر / 3 بازدید