روزگاری تازه آغاز شده

آنچه به عنوان احيای فرهنگي برساختار فرهنگی كشور گذشت،جزلطمه و آسيب نبود و به هر حال ديديم هرآنچه كه گذشت. امروزبا برخی ازآقايان برسرشاهراها هستند و مترصد فرصتی ديگر . غافل از اينكه اينجا ايران است.در اين خاك اگرچه گاه ضحاكها برسركار بوده اند ، كاوه ها دوصد چندان بوده اند.اينجا ايران است سرزمينی با تاريخ كهن . نه فريادهای بردگانش را فراموش ميكند و نه شكوه و جلال هميشه جاودان شهيدانش را.درلابه لای پرپيچ وخم روزگاران صدای ضجه هاي مردان گرفتاردربدنش راميشنويم وغرش سهمناك مردان هميشه مبارزش را . سرزمينی كه اگر رنج ها و سرورهايش رافراموش ميكند دلير مردانش راهرگز تنها نمی گذارد. ابهت غرب واقتدار جاودانه اش ، از بزرگان هميشه نام آورش است . اينجا ايران است . هر چندگاه اهريمنی با سياهكاری بر مسنی نشسته اما غيور مردانش برنتافته اند . در اوج ظلم و ستم های پيش از انقلاب ، شهردار رفيق باز تهران ( غلامرضا نيك پی ) زير فشار افكار عمومی مجبور به استفعا شد . چند روز پس از استفعا ، ازمجلس سناتورهای انتصابی فرح ، بار ديگر سر برآورد . جناح مهاجر انوفيل هم دقيقا به همانگونه عمل می كرد. هنگامی كه مدير فرهنگی يكی از استانها در مصاحبه زنده صدا و سيما با پرسش درباره دهها خلافكاری روبه رو گرديد و ناگزير به استفعا شد وی را به تهران فراخواندند و مديريتی ديگر به او محل كردند . هنگامی را كه ناخدای كشتی آمريكايی به خاطر به خاك وخون كشيدن مسافران ايرباس جايزه شجاعت گرفت و به راستی ظالمان همگی يكسان عمل می نمايند . اينك زمان آن رسيده است كه اين آقايان پيش از خشم مردم به دست خود استفعا نمايند .

/ 0 نظر / 3 بازدید