دلش بسوزد؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!...

يكی می خندد . يكی مسخره میكند . ديگری دلش میسوزد و آن يكی چشم هايش را می بندد تا نبيند . اما كسی خود را مقصر نميداند . مگر نه اين است كه روزی فقرا در دست اغنياء است . اگر چنين است ، مومن از ديدن فقر بايد لرزه ورعشه به تنش بيافتد كه نكند اين فقير ، هم لقمه با من باشد . نكند فقر او از من باشد و هزار و يك واهمه ديگر . آنقدر كه شب را به كابوس بگذراند . دخترك روزها در گرمای تابستان ، در چهار راه های شهر پرسه میزند تا شايد از شستن شيشه ماشين ها بتواند با خرده پولهای كه به دست می آورد دل مادر پير خود را شاد كند . اما آن سوتر ... اگر دخترك ماشين شور نباشد ، اونمیتواند فخر بفروشد . رالی ، اسكی، فوتبال ، اسب سواری وهزار تا ديگر همه برای اين است كه دل دخترك شيشه پاك كن بسوزد .

با عرض پوزش تصاوير مطلب بالا هنوز آماده نشده است .

/ 0 نظر / 3 بازدید